هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به زیبایی و جلال معشوق و تأثیر آن بر جهان و عاشق میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که عقل را تحت تأثیر قرار میدهد و حتی کفر را محال میسازد. همچنین، متن به مفاهیمی مانند فنا در عشق، درد عشق و جایگاه عشق در عالم هستی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا در عشق و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۶۵ - گر رخ او ذرهای جمال نماید
گر رخ او ذرهای جمال نماید
طلعت خورشید را زوال نماید ۱
ور ز رخش لحظهای نقاب برافتد
هر دو جهان بازی خیال نماید ۲
ذرهٔ سرگشته در برابر خورشید
نیست عجب گر ضعیف حال نماید ۳
مرد مسلمان اگر ز زلف سیاهش
کفر نیارد مرا محال نماید ۴
هر که به عشقش فروخت عقل به نقصان
جمله نقصان او کمال نماید ۵
دوش غمش خون من بریخت و مرا گفت
خون توام چشمه زلال نماید ۶
عشق حرامت بود اگر تو ندانی
کین همه خونها مرا حلال نماید ۷
در دهن مار نفس در بن چاه است
هر که درین راه جاه و مال نماید ۸
گر تو درین راه خاک راه نگردی
خاک تو را زود گوشمال نماید ۹
چند چو طاوس در مقابل خورشید
مرغ وجود تو پر و بال نماید ۱۰
درنگر ای خودنمای تا سر مویی
هر دو جهان پیش آن جمال نماید ۱۱
هر که درین دیرخانه دردکش افتاد
کور شود از دو کون و لال نماید ۱۲
دیر که دولت سرای عالم عشق است
دردکشی در هزار سال نماید ۱۳
مثل و مثالم طلب مکن تو درین دیر
کاینه عطار را مثال نماید ۱۴
طلعت خورشید را زوال نماید ۱
ور ز رخش لحظهای نقاب برافتد
هر دو جهان بازی خیال نماید ۲
ذرهٔ سرگشته در برابر خورشید
نیست عجب گر ضعیف حال نماید ۳
مرد مسلمان اگر ز زلف سیاهش
کفر نیارد مرا محال نماید ۴
هر که به عشقش فروخت عقل به نقصان
جمله نقصان او کمال نماید ۵
دوش غمش خون من بریخت و مرا گفت
خون توام چشمه زلال نماید ۶
عشق حرامت بود اگر تو ندانی
کین همه خونها مرا حلال نماید ۷
در دهن مار نفس در بن چاه است
هر که درین راه جاه و مال نماید ۸
گر تو درین راه خاک راه نگردی
خاک تو را زود گوشمال نماید ۹
چند چو طاوس در مقابل خورشید
مرغ وجود تو پر و بال نماید ۱۰
درنگر ای خودنمای تا سر مویی
هر دو جهان پیش آن جمال نماید ۱۱
هر که درین دیرخانه دردکش افتاد
کور شود از دو کون و لال نماید ۱۲
دیر که دولت سرای عالم عشق است
دردکشی در هزار سال نماید ۱۳
مثل و مثالم طلب مکن تو درین دیر
کاینه عطار را مثال نماید ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۴ - دو جهان بیتوام نمیباید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۶ - رخت را ماه نایب مینماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.