هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از بنفشه به عنوان نمادی از شرم و عشق استفاده میکند. او به زیباییهای معشوق مانند موهای پرپیچوتاب و چشمان جذاب اشاره میکند و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و شاعرانه است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۲۴۵ - گفتم که میارید ز بازار بنفشه
گفتم که میارید ز بازار بنفشه
تا خود بچند از لب جوبار بنفشه ۱
گفتم [که] ز جوبار و ز بازار نشاید
آرند مگر از خط دلدار بنفشه ۲
چون دید به گرد رخ او خط دلاویز
از شرم خطت گشت نگوسار بنفشه ۳
از بوی سر زلف شکن بر شکن دوست
در خواب شده نرگس و بیدار بنفشه ۴
از روی تعشّق که ببوسد کف پایت
با خاک ره از جان شده هموار بنفشه ۵
تا بر سر او پای نهی ای بت دلخواه
بر خاک فتادست چنین خوار بنفشه ۶
تا دسته گل دید به دست بت گلرخ
از دسته بدر رفت به یکبار بنفشه ۷
سوسن شده آزاد وز چشمان تو نرگس
مست او به جهان گشته و هشیار بنفشه ۸
هر چند که سر بر سر زانوی غمت هست
چون زلف مپیچان تو سر از بار بنفشه ۹
تا خود بچند از لب جوبار بنفشه ۱
گفتم [که] ز جوبار و ز بازار نشاید
آرند مگر از خط دلدار بنفشه ۲
چون دید به گرد رخ او خط دلاویز
از شرم خطت گشت نگوسار بنفشه ۳
از بوی سر زلف شکن بر شکن دوست
در خواب شده نرگس و بیدار بنفشه ۴
از روی تعشّق که ببوسد کف پایت
با خاک ره از جان شده هموار بنفشه ۵
تا بر سر او پای نهی ای بت دلخواه
بر خاک فتادست چنین خوار بنفشه ۶
تا دسته گل دید به دست بت گلرخ
از دسته بدر رفت به یکبار بنفشه ۷
سوسن شده آزاد وز چشمان تو نرگس
مست او به جهان گشته و هشیار بنفشه ۸
هر چند که سر بر سر زانوی غمت هست
چون زلف مپیچان تو سر از بار بنفشه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۴ - ای مثل چشم مستت چشم فلک ندیده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۶ - عالم همه خوش بوی شد از بوی بنفشه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.