هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و دل‌های شاعر از دوری معشوق و آرزوی وصال اوست. شاعر با زبانی پراحساس و تصاویر زیبا، از ناامیدی، عشق و آرزوهای خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۱۳۱۹ - دلا تو با من مسکین چرا نمی سازی

دلا تو با من مسکین چرا نمی سازی
مگر به خون من مستمند می نازی ۱

ایا نسیم صبا گر به دوست برگذری
سلام من برسانی که محرم رازی ۲

بگو چه کم شود ای ماه مهربان نفسی
اگر تو با من آشفته حال در سازی ۳

تو آفتابی و من ذرّه ای ز خاک درت
چه باشد ار به سر خاک سایه اندازی ۴

من از کجا و هوای وصال تو ز کجا
که من کبوتر پر بسته ام تو شهبازی ۵

به سرو گوی که پیش قدش ز پا بنشین
تو پیش قامت او می کنی سرافرازی ۶

به گل بگو که چه بی شرم و شوخ چشمی تو
که در برابر رویش به حسن می نازی ۷

منم که دامن وصلت ز چنگ نگذارم
گرم چو دف بزنی ور چو چنگ بنوازی ۸

نهان کنم غم عشقت ولی چه سود که کرد
میان خلق جهان آب دیده غمّازی ۹

تو پادشاه جهانی ز دست رفت جهان
روا بود که به حال جهان نپردازی؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۸ - وقت آنست که بر ما نظری اندازی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲۰ - چرا تو درد دلم را دوا نمی سازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.