هوش مصنوعی: این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر عمیقاً به معشوق خود وابسته است و بیان می‌کند که هیچ کس جز معشوق برای او اهمیت ندارد. او از فراق و دوری معشوق رنج می‌برد و تنها آرزویش وصال با معشوق است. شاعر همچنین از احساس تنهایی و غم خود می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ چیز دیگری جز فکر معشوق در ذهنش نیست.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۳۲۸ - من تو را دارم و جز لطف توأم نیست کسی

من تو را دارم و جز لطف توأم نیست کسی
در جهانم نبود غیر تو فریادرسی ۱

نفسی بی تو نیارم زدن ای جان گرچه
نکنی یاد من خسته به عمری نفسی ۲

هرکسی راست هوایی و خیالی در سر
من بجز فکر و خیال تو ندارم هوسی ۳

بیش از اینم چو مگس از شکر خویش مران
که تفاوت نکند در شکرستان مگسی ۴

بر من دلشده هر چند گزیدی دگری
به وصالت که به جای تو مرا نیست کسی ۵

غرق دریای غم عشقم و از خون جگر
می رود بی رخت از چشمه چشمم ارسی ۶

بلبل جان من از شوق گلستان رخت
تا به کی صبر کند نعره زنان در قفسی ۷

می درآید چو جرس دشمن بیهوده درای
نتوان ترک غمم گفت به بانگ جرسی ۸

طالب وصل تو ای خسرو خوبان جهان
نه من دلشده ام بس که چو من هست بسی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۲۷ - اگر شود شب وصلت مرا شبی روزی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲۹ - تا نفس هست به یاد تو برآرم نفسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.