هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و هجران معشوق می‌نالد و از بی‌وفایی و بی‌مهری او شکایت می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که به وصال او راضی شود و دلش را با هجران نیازارد. شاعر معشوق را جان و روان خود می‌داند و از این‌که در دنیا کسی مانند او ندارد، سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۳۵۳ - فراموشت چرا شد مهربانی

فراموشت چرا شد مهربانی
مگر حال من بی دل ندانی ۱

مرا چون دیده ای ای نور دیده
دلم را جانی و جانم روانی ۲

تو را چون من فراوان بنده باشد
مرا چون تو نباشد کس تو دانی ۳

چرا ای دلبر طناز باری
دلم را بردی و در قصد جانی ۴

مرنجانم به هجران ای نگارین
به وصلم چاره ای می کن نهانی ۵

به باغ جان نظر کردیم و دیدیم
به چشم ما تو چون سرو روانی ۶

به هجرم گر برانی چاره ای نیست
به وصلم گر نوازی می توانی ۷

منه بر خاطر ما بار هجران
چه باشد کز فراقم وارهانی ۸

ز رویت تا جدا گشتم به ناکام
ندیدم در جهان من شادمانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۲ - دل بدادم به تو ای دوست من از نادانی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۴ - نگارا چون قلم ما را به سر تا کی بگردانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.