هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق، مانند زلف و لبهایش، و تأثیر عمیق عشق بر دل و جان خود صحبت میکند. شاعر از درد فراق و انتظار برای وصال معشوق نیز گلایه میکند و از او میخواهد که مشکلش را حل کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۴۵۲ - صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
دل فتنه شد بر زلف تو، ای فتنهٔ ایام دل ۱
ای جان به مولای تو، دل غرقهٔ دریای تو
دیری است تا سودای تو، بگرفت هفت اندام دل ۲
تا جان به عشقت بنده شد، زین بندگی تابنده شد
تا دل ز نامت زنده شد، پر شد دو عالم نام دل ۳
جانا دلم از چشم بد، نه هوش دارد نه خرد
تا از شراب عشق خود، پر باده کردی جام دل ۴
پیغامت آمد از دلم، کای ماه حل کن مشکلم
کی خواهد آمد حاصلم، ای فارغ از پیغام دل ۵
از رخ مه گردون تویی، وز لب می گلگون تویی
کام دل من چون تویی، هرگز نیابم کام دل ۶
ای همگنان را همدمی، شادی من از تو غمی
عطار را در هر دمی، جانا تویی آرام دل ۷
دل فتنه شد بر زلف تو، ای فتنهٔ ایام دل ۱
ای جان به مولای تو، دل غرقهٔ دریای تو
دیری است تا سودای تو، بگرفت هفت اندام دل ۲
تا جان به عشقت بنده شد، زین بندگی تابنده شد
تا دل ز نامت زنده شد، پر شد دو عالم نام دل ۳
جانا دلم از چشم بد، نه هوش دارد نه خرد
تا از شراب عشق خود، پر باده کردی جام دل ۴
پیغامت آمد از دلم، کای ماه حل کن مشکلم
کی خواهد آمد حاصلم، ای فارغ از پیغام دل ۵
از رخ مه گردون تویی، وز لب می گلگون تویی
کام دل من چون تویی، هرگز نیابم کام دل ۶
ای همگنان را همدمی، شادی من از تو غمی
عطار را در هر دمی، جانا تویی آرام دل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۱ - ای عقل گرفته از رخت فال
گوهر بعدی:غزل ۴۵۳ - زهی در کوی عشقت مسکن دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.