هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عطار نیشابوری، بیانگر درد و رنج عشق و دلباختگی است. شاعر از عشق به معشوق و رنجهایی که بر دل وارد شده سخن میگوید. او از دیوانگی دل، خونریزی عشق، و رسوایی ناشی از این عشق سخن میگوید و در نهایت از معشوق میخواهد که دلش را شاد کند، زیرا زمان رفتن نزدیک است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۴۵۳ - زهی در کوی عشقت مسکن دل
زهی در کوی عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین خون خوردن دل ۱
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پرخون دامن دل ۲
از آن روزی که دل دیوانهٔ توست
به صد جان من شدم در شیون دل ۳
منادی میکنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل ۴
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل ۵
چو عشقت آتشی در جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل ۶
زهی خال و زهی روی چو ماهت
که دل هم دام جان هم ارزن دل ۷
مکن جانا دل ما را نگهدار
که آسان است بر تو بردن دل ۸
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون درمیکشم پیراهن دل ۹
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل ۱۰
چه میخواهی ازین خون خوردن دل ۱
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پرخون دامن دل ۲
از آن روزی که دل دیوانهٔ توست
به صد جان من شدم در شیون دل ۳
منادی میکنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل ۴
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل ۵
چو عشقت آتشی در جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل ۶
زهی خال و زهی روی چو ماهت
که دل هم دام جان هم ارزن دل ۷
مکن جانا دل ما را نگهدار
که آسان است بر تو بردن دل ۸
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون درمیکشم پیراهن دل ۹
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۲ - صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴ - ای زلف تو شبی خوش وانگه به روز حاصل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.