هوش مصنوعی:
شاعر بیان میکند که دلش در آتش عشق دوست سوخته و جان، سر و عمر خود را از دست داده است. وقتی از او میپرسند چرا با غم عشق کنار نیامده، پاسخ میدهد که دلش اجازه این کار را نمیداده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۳ - در آتش روی دوست بگداخت دلم
در آتش روی دوست بگداخت دلم
جان و سر و عمر خویش در باخت دلم ۱
گویند چرا نساختی با غم او
گفتم چه کنم چون که نمی ساخت دلم ۲
جان و سر و عمر خویش در باخت دلم ۱
گویند چرا نساختی با غم او
گفتم چه کنم چون که نمی ساخت دلم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - بنگر به گل دو رنگ ای ماه عجم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - در عشق رخت ز من رمیدست دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.