هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات خود درباره عشق، جدایی، و بیوفایی میگوید. او از ترس از دست دادن معشوق و رنج ناشی از جدایی سخن میگوید و همچنین به امید دیدار و روشنایی در تاریکی اشاره میکند. در نهایت، از درماندگی و اسیری در عشق و انتظار رهایی از دام معشوق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج جدایی و اسارت در عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴ - چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را
چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را
رقیب از رشگ آرد در میان حرف جدائی را ۱
ز گلشن می رود آن شوخ بی پروا و می ترسم
که با گل تازه سازد باز عهد بی وفائی را ۲
نه از رحمست اگر آید بسر وقتم، که می خواهد
شوم گریان چو آرد بر زبان حرف جدائی را ۳
شبی آن ماه طلعت گر شود محفل فروز من
کند در یوزه خورشید از چراغم روشنائی را ۴
مبادا یابد از ذوق اسیری آگهی هرگز
گرفتاری که از دام تو می خواهد رهائی را ۵
طبیب از خلق رسم مردمی خواهی چه حالست این
که از بیگانگان خواهی طریق آشنائی را ۶
رقیب از رشگ آرد در میان حرف جدائی را ۱
ز گلشن می رود آن شوخ بی پروا و می ترسم
که با گل تازه سازد باز عهد بی وفائی را ۲
نه از رحمست اگر آید بسر وقتم، که می خواهد
شوم گریان چو آرد بر زبان حرف جدائی را ۳
شبی آن ماه طلعت گر شود محفل فروز من
کند در یوزه خورشید از چراغم روشنائی را ۴
مبادا یابد از ذوق اسیری آگهی هرگز
گرفتاری که از دام تو می خواهد رهائی را ۵
طبیب از خلق رسم مردمی خواهی چه حالست این
که از بیگانگان خواهی طریق آشنائی را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - جا در صف عشاق مده اهل هوس را
گوهر بعدی:شماره ۵ - چون از طرف چمن آن سرو سیمینبر شود پیدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.