هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات غم‌انگیز و حسرت‌آمیز شاعر از گذر زمان، از دست رفتن فرصت‌ها و تنها ماندن است. شاعر از عمر رفته، جانی نیمه‌جان، کاروان رفته و آشیان خالی سخن می‌گوید و با تصاویری مانند عندلیب بی‌گل، چشم حسرت‌زده و آتش دل‌سوز، احساس تنهایی و اندوه خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند گذر زمان، مرگ و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی بیشتری دارد.

شماره ۱۵ - رفته عمر و نیم جانی مانده است

رفته عمر و نیم جانی مانده است
واپسی از کاروانی مانده است ۱

در چمن در ره نشانی مانده است
خاربست آشیانی مانده است ۲

میرود تا پر گشاید عندلیب
نه گلی نه گلستانی مانده است ۳

چشمم از حسرت چو واپس ماندگان
در قفای کاروانی مانده است ۴

زانهمه مرغان زرین آشیان
طایری در آشیانی مانده است ۵

مانده داغ رفتگان در دل مرا
آتشی از کاروانی مانده است ۶

کاست چون ماه نوم جسم و هنوز
جبهه ام بر آستانی مانده است ۷

ناتوانی بین که چون شمع سحر
در بساطم نیم جانی مانده است ۸

کشتی ما روزگاری شد طبیب
در محیط بیکرانی مانده است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴ - دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - دل غمدیده به دنبال کسی افتادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.