هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق، ناامیدی و درماندگی سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، بیعدالتی و ناتوانی خود در بهبود شرایط شکایت میکند و از طبیب و دیگران برای رهایی از این وضعیت کمک میخواهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درماندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۴ - دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست
دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست
گوید که بسلطان که مرا کار شد از دست؟ ۱
مگسل ز من ای مهر گسل رشته الفت
کز هم چو گسستی نتوانیش بهم بست ۲
از کرده پیشمان شدی اکنون تو که ما را
برخاست ز دل آهی و تیری ز کمان جست ۳
ترسم که زیان بینی ازین شیوه بیندیش
تا چند توان سوخت دلی یا جگری خست ۴
نازت بکشم زانکه کسی همچون توام نیست
زارم بکشی زانکه بسی همچو منت هست ۵
عارض بودت ماه نه چون ماه فلک مات
قامت بودت سر و نه چون سرو چمن پست ۶
من بیخودم از ضعف، حریفان برسانید
دستم بگریبان که بشد دامنم از دست ۷
ای قاصد فرخنده پی، از دوست خدا را
ما را خبری نیست بگو گر خبری هست ۸
برخیز که در کار رحیلند رفیقان
خواهی اگر ای خفته برین قافله پیوست ۹
ای خواجه ببخشای بدرماندگی ما
دادیم ز کف مایه و ماندیم تهیدست ۱۰
کی بر سر این چشمه زنم خیمه که رفتند
خلقی همه لب تشنه و این چشمه همان هست ۱۱
افسوس که در دام، طبیب اینهمه ماندیم
در حسرت صیدی که ز کنج قفسی رست ۱۲
گوید که بسلطان که مرا کار شد از دست؟ ۱
مگسل ز من ای مهر گسل رشته الفت
کز هم چو گسستی نتوانیش بهم بست ۲
از کرده پیشمان شدی اکنون تو که ما را
برخاست ز دل آهی و تیری ز کمان جست ۳
ترسم که زیان بینی ازین شیوه بیندیش
تا چند توان سوخت دلی یا جگری خست ۴
نازت بکشم زانکه کسی همچون توام نیست
زارم بکشی زانکه بسی همچو منت هست ۵
عارض بودت ماه نه چون ماه فلک مات
قامت بودت سر و نه چون سرو چمن پست ۶
من بیخودم از ضعف، حریفان برسانید
دستم بگریبان که بشد دامنم از دست ۷
ای قاصد فرخنده پی، از دوست خدا را
ما را خبری نیست بگو گر خبری هست ۸
برخیز که در کار رحیلند رفیقان
خواهی اگر ای خفته برین قافله پیوست ۹
ای خواجه ببخشای بدرماندگی ما
دادیم ز کف مایه و ماندیم تهیدست ۱۰
کی بر سر این چشمه زنم خیمه که رفتند
خلقی همه لب تشنه و این چشمه همان هست ۱۱
افسوس که در دام، طبیب اینهمه ماندیم
در حسرت صیدی که ز کنج قفسی رست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - ز چشم خونفشان خویش دارم چشم از آن امشب
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - رفته عمر و نیم جانی مانده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.