هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از درد فراق، اشکهای بیپایان و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گریهی شمع از اندازه بیرون، ریختن خون از چشم آشنا و گریهی آسمان از بیم شبیخون، عمق غم و اندوه خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۷ - از غم لیلی بوادی گرچه مجنون میگریست
از غم لیلی بوادی گرچه مجنون میگریست
گر رموز عشق دانی لیل افزون میگریست ۱
رفته در محفل سخن از آتشین روئی که دوش
شمع را دیدم که از اندازه بیرون می گریست ۲
خون از چشم آشنا میریخت در بزم وصال
وای بر بیگانه کانجا آشنا خون می گریست ۳
آه درد آلود را در دل نهفتم شام هجر
آسمان از بسکه از بیم شبیخون میگریست ۴
دیده خونبار ما بود آنکه در محفل طبیب
هر زمان در حسرت آن لعل میگون میگریست ۵
گر رموز عشق دانی لیل افزون میگریست ۱
رفته در محفل سخن از آتشین روئی که دوش
شمع را دیدم که از اندازه بیرون می گریست ۲
خون از چشم آشنا میریخت در بزم وصال
وای بر بیگانه کانجا آشنا خون می گریست ۳
آه درد آلود را در دل نهفتم شام هجر
آسمان از بسکه از بیم شبیخون میگریست ۴
دیده خونبار ما بود آنکه در محفل طبیب
هر زمان در حسرت آن لعل میگون میگریست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - دل غمدیده به دنبال کسی افتادست
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - ما را دگر زیار؛ تمنا نمانده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.