هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از جفاهای معشوق، بیوفاییها و شکهای خود مینالد و احساس تنهایی و ناامیدی را بیان میکند. همچنین، اشارهای به دوری از یار و اشکهای بیپایان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۱ - دیگر دلم خدنگ جفا را نشان شدست
دیگر دلم خدنگ جفا را نشان شدست
جرمی ز من مگر به تو خاطرنشان شدست؟ ۱
بی وعده آمدی که ز شادی شوم هلاک
دل در گمان که یار به من مهربان شدست ۲
پاکست دامنش ولی از اختلاط غیر
حق با دل منست اگر بدگمان شدست ۳
تا بسته باز رخت سفر، در قفای یار
صد کاروان اشک ز چشمم روان شدست ۴
بی مهر دیگران و نکویان طبیب را
ترسم گمان کنند که چون دیگران شدست ۵
جرمی ز من مگر به تو خاطرنشان شدست؟ ۱
بی وعده آمدی که ز شادی شوم هلاک
دل در گمان که یار به من مهربان شدست ۲
پاکست دامنش ولی از اختلاط غیر
حق با دل منست اگر بدگمان شدست ۳
تا بسته باز رخت سفر، در قفای یار
صد کاروان اشک ز چشمم روان شدست ۴
بی مهر دیگران و نکویان طبیب را
ترسم گمان کنند که چون دیگران شدست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - تا به من از ناز ساقی سرگران افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.