هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه فراوانی که در زندگی تجربه کرده است سخن میگوید. او بیان میکند که شادی را فراموش کرده و غم را به عنوان همراه همیشگی خود پذیرفته است. شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید و اشاره میکند که هرگز فرصتی برای آرامش نداشته است. او همچنین از تلاشهای بیثمر خود در زندگی و احساس ناکامی و نرسیدن به خواستههایش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. مفاهیمی مانند درد عشق، ناکامی و غمهای وجودی برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۴۷۳ - از بس که روز و شب غم بر غم کشیدهام
از بس که روز و شب غم بر غم کشیدهام
شادی فکندهام غم بر غم گزیدهام ۱
شادی به روی غم که غمم غمگسار گشت
کم غم چو روی شادی عالم بدیدهام ۲
گر نیز شادی است درین آشیان غم
من شادیی ندیدهام اما شنیدهام ۳
کس را مباد با من و با درد من رجوع
زیرا که درد عشق مسلم خریدهام ۴
تا کی ز درد عشق زنم لاف چون ز نفس
دایم به دل رمیده به تن آرمیدهام ۵
هرگز دمی نیافتهام هیچ فرصتی
چندانکه با سگان طبیعت چخیدهام ۶
گرچه قدم نداشتهام در مقام عدل
باری ز اهل ظلم قدم در کشیدهام ۷
در گوشهای نشسته بسی خون بخوردهام
بر جایگه فسرده بسی ره بریدهام ۸
عمرم گذشت در بچه طبعی و من هنوز
از حرص و آز چون بچهٔ نا رسیدهام ۹
هر روز در خزانهٔ عطار کمتر است
دری که از سفینهٔ دانش گزیدهام ۱۰
شادی فکندهام غم بر غم گزیدهام ۱
شادی به روی غم که غمم غمگسار گشت
کم غم چو روی شادی عالم بدیدهام ۲
گر نیز شادی است درین آشیان غم
من شادیی ندیدهام اما شنیدهام ۳
کس را مباد با من و با درد من رجوع
زیرا که درد عشق مسلم خریدهام ۴
تا کی ز درد عشق زنم لاف چون ز نفس
دایم به دل رمیده به تن آرمیدهام ۵
هرگز دمی نیافتهام هیچ فرصتی
چندانکه با سگان طبیعت چخیدهام ۶
گرچه قدم نداشتهام در مقام عدل
باری ز اهل ظلم قدم در کشیدهام ۷
در گوشهای نشسته بسی خون بخوردهام
بر جایگه فسرده بسی ره بریدهام ۸
عمرم گذشت در بچه طبعی و من هنوز
از حرص و آز چون بچهٔ نا رسیدهام ۹
هر روز در خزانهٔ عطار کمتر است
دری که از سفینهٔ دانش گزیدهام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۲ - روی تو در حسن چنان دیدهام
گوهر بعدی:غزل ۴۷۴ - ای برده به آبروی آبم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.