هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود میگوید و به ناملایمات زندگی اشاره میکند. او از جور سپهر و ناتوانی طبیب در درمان دردها شکایت دارد و احساس میکند که حتی آسمان نیز بر ضد اوست. در عین حال، از زیباییهای طبیعت مانند گلها و سنبل نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۳۹ - زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
باین خوشم که ترا چینی از جبین برخاست ۱
نشست بر رخ گلها زرشگ گرد ملال
چو سنبل ترت از گرد یاسمین برخاست ۲
مرا که ذوق اسیری کشد بصید گهی
ازین چه سود که صیاد از کمین برخاست ۳
چه کرده ام؟ که بقصدم چو آسمان افکند
خدنگی، از دو جهان بانگ آفرین برخاست ۴
ترحمی! که ز جور سپهر، رفته طبیب
چنان زکار، که نتواند از زمین برخاست ۵
باین خوشم که ترا چینی از جبین برخاست ۱
نشست بر رخ گلها زرشگ گرد ملال
چو سنبل ترت از گرد یاسمین برخاست ۲
مرا که ذوق اسیری کشد بصید گهی
ازین چه سود که صیاد از کمین برخاست ۳
چه کرده ام؟ که بقصدم چو آسمان افکند
خدنگی، از دو جهان بانگ آفرین برخاست ۴
ترحمی! که ز جور سپهر، رفته طبیب
چنان زکار، که نتواند از زمین برخاست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.