هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، جدایی، درد دل، و امید به دیدار یار سخن می‌گوید. شاعر از غم و اندوه خود می‌نالد و آرزو می‌کند که از این خلوت و رنج رهایی یابد. همچنین، تأکید بر پاکی دل و سخن عشق دارد و از طبیعت و نمادهای آن برای بیان احساساتش استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۶۵ - ترسم که چو جانم زتن زار برآید

ترسم که چو جانم زتن زار برآید
از خلوت اندیشه من یار برآید

از سینه پاکان مطلب جز سخن عشق
از جیب صدف گوهر شهوار برآید

از باغ بهشتی دل غمگین نگشاید
آن مرغ که از بیضه گرفتار برآید

مشاطه رخسار گهر گرد یتیمی است
حیفست که دل از غم دلدار برآید

با سینه عاشق چکند جوش خلایق
با دامن این دشت چه از خار برآید

تا خضر رهش جذبه خورشید نگردد
شبنم چه خیالست ز گلزار برآید

از اشگ نرفت از دل ما گرد کدورت
پیداست ز طفلی چقدر کار برآید

دلتنگ شدم بسکه طبیب از غم ایام
از سینه من آه بزنهار برآید
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴ - هر که از خون جگر چون لاله ساغر می کشد
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.