هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از فاصله‌ی خود با معشوق الهی سخن می‌گوید و اشتیاق خود را برای رسیدن به او بیان می‌کند. شاعر از رهایی از هستی مادی و رسیدن به حقیقت وجودی خود سخن می‌گوید و در نهایت به اوج عرفان و وحدت با معشوق می‌رسد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.

غزل ۴۷۷ - تو بلندی عظیم و من پستم

تو بلندی عظیم و من پستم
چکنم تا به تو رسد دستم ۱

تا که سر زیر پای تو ننهم
نرسم بر چنان که خود هستم ۲

تا چنین هستیی حجابم بود
آن ز من بود رخت بربستم ۳

چون ز هستی خویش نیست شدم
لاجرم یا نه نیست یا هستم ۴

گرچه وصل تو نیست یک نفسم
اشتیاق تو هست پیوستم ۵

خود تو دانی کز اشتیاق تو بود
در دو عالم به هرچه پیوستم ۶

دوش عشقت درآمد از در دل
من ز غیرت ز پای ننشستم ۷

گفت بنشین و جام و جم در ده
تا ز جام جمت کنی مستم ۸

گفتمش جام جام به دستم بود
طفل بودم ز جهل بشکستم ۹

گفت اگر جام جم شکست تورا
دیگری به از آنت بفرستم ۱۰

سخت درمانده بودم و عاجز
چون شنیدم من این سخن رستم ۱۱

آفتابی برآمد از جانم
من ز هر دو جهان برون جستم ۱۲

از بلندی که جان من بر شد
عرش و کرسی به جمله شد پستم ۱۳

چون شوم من ورای هر دو جهان
ماه و ماهی فتاد در شستم ۱۴

عمر عطار شد هزاران قرن
چند گویی ز پنجه و شستم ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷۶ - از عشق تو من به دیر بنشستم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۸ - درآمد دوش ترک نیم مستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.