هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج خود میگوید و بیان میکند که فریادها و نالههایش به گوش کسی نمیرسد. او از بیتوجهی دیگران به دردهایش شکایت دارد و با تصاویر شاعرانه مانند خاک شدن در راه معشوق و شکستهرنگی گلها، احساس تنهایی و ناامیدی خود را بیان میکند. با این حال، در پایان اشاره میکند که شاد است زیرا عشق وجود دارد، حتی اگر درد دیگران به درد او نرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۵ - فریاد من به چرخ نه هر دم نمیرسد
فریاد من به چرخ نه هر دم نمیرسد
عیسی دمی چه سود به دردم نمیرسد
دردم ز کار برد ازین پس ز من مرنج
گر نالهام به گوش تو هر دم نمیرسد
تا در ره تو خاک شدم مشگ ناب را
گر توتیا کنند به گردم نمیرسد
هر چند تند سیر بود سیل نوبهار
اما به اشک بادیه گردم نمیرسد
دیدم شکسته رنگی گلهای این چمن
رنگ گلی به گونه زردم نمیرسد
شادم که هست گرچه بسی دردمند عشق
درد کسی طبیب به دردم نمیرسد
عیسی دمی چه سود به دردم نمیرسد
دردم ز کار برد ازین پس ز من مرنج
گر نالهام به گوش تو هر دم نمیرسد
تا در ره تو خاک شدم مشگ ناب را
گر توتیا کنند به گردم نمیرسد
هر چند تند سیر بود سیل نوبهار
اما به اشک بادیه گردم نمیرسد
دیدم شکسته رنگی گلهای این چمن
رنگ گلی به گونه زردم نمیرسد
شادم که هست گرچه بسی دردمند عشق
درد کسی طبیب به دردم نمیرسد
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴ - من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - نه همین ز آتش عشقت دل ما می سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.