هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید. او از لحظات خلوت با معشوق، ناتوانی در دوری از او، و دردهای عشق می‌گوید. شاعر همچنین به طبیعت و نمادهای آن مانند مرغان و گلشن اشاره می‌کند تا احساسات خود را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۱۷ - خوش آن خلوت که چون آئی بروی غیر در بندم

خوش آن خلوت که چون آئی بروی غیر در بندم
تو بگشائی میان و من پی خدمت کمربندم

نگاری کز رخش یک لحظه نتوانم نظر بندم
نمیدانم چسان از کوی او رخت سفر بندم

چه طرفی زآشیان بستند مرغان تا درین گلشن
روم من آشیان تازه ای بر یکدگر بندم

زدهقانی که چشم تربیت دارم چه حالست این
که نخلم را فکند از پای تا رفتم ثمر بندم

دلت از ناله ام گر با ترحم آشنا گردد
اشارت کن که چون نی بهر نالیدن کمر بندم

بنالیدن خوشم ورنه مرا کاری نمی باشد
از آن هر شب در کاشانه بر روی اثر بندم

طبیب این لازم عشقست کان بیدادگر با من
کند هر چند جور افزون بر او دل بیشتر بندم
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - چه خونها در دل ایام کردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.