خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بیانگر عشق و وابستگی شدید به معشوق است. شاعر از ناآرامی و فرسودگی خود در راه عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند تا از غم و اندوه رهایی یابد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فرسودگی و اندوه ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۴۹ - شاید که ز تو یک نفس آسوده نباشیم
شاید که ز تو یک نفس آسوده نباشیم
جز زیر پی عشق تو فرسوده نباشیم ۱
خود شرم نداری تو که در دولت حسنت
ما زان تو وانگه ز تو آسوده نباشیم ۲
عشوه چه دهی با سری افگن سخن ما؟
تا بر سر این عشوه بیهوده نباشیم ۳
یعقوب تو گشتیم یکی بوی به ما ده!
تا بی خبر از یوسف گم بوده نباشیم ۴
گر همچو مجیر از تو بدین گونه بمانیم
جز خرمن اندوه تو پیموده نباشیم ۵
جز زیر پی عشق تو فرسوده نباشیم ۱
خود شرم نداری تو که در دولت حسنت
ما زان تو وانگه ز تو آسوده نباشیم ۲
عشوه چه دهی با سری افگن سخن ما؟
تا بر سر این عشوه بیهوده نباشیم ۳
یعقوب تو گشتیم یکی بوی به ما ده!
تا بی خبر از یوسف گم بوده نباشیم ۴
گر همچو مجیر از تو بدین گونه بمانیم
جز خرمن اندوه تو پیموده نباشیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - باز ناز ماه رویی می برم
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - گر ترا راحت جان می گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.