هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوقی ترک سخن میگوید. او از بوسهها و نازهای معشوق خود لذت میبرد و احساس میکند که گویی به آب حیات دست یافته است. شاعر با وجود جفاهای معشوق، همچنان به وفاداری خود پایبند است و از عشق او دست نمیکشد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۵۳۰ - ترک قلندر من دوش درآمد از درم
ترک قلندر من دوش درآمد از درم
بوسه گشاد بر لبم تنگ کشید در برم ۱
در لب لعل ترک من آب حیات خضر بود
لب چو نهاد بر لبم گفتم خضر دیگرم ۲
بوسه چو داد ترک من هندوی او شدم به جان
چون که بدیدم هم سزا نیز بداد شکرم ۳
من به میان این طرف اشکفشان شدم چو شمع
از سر آنکه خیره شد از سر ناز دلبرم ۴
من چو چشیدم آن شکر دل ز کمال لطف او
برد گمان که شد مگر ملک جهان میسرم ۵
گرچه جفای او بسی برد فرید بعد ازین
گرچه جفا کند بسی من ز وفاش نگذرم ۶
بوسه گشاد بر لبم تنگ کشید در برم ۱
در لب لعل ترک من آب حیات خضر بود
لب چو نهاد بر لبم گفتم خضر دیگرم ۲
بوسه چو داد ترک من هندوی او شدم به جان
چون که بدیدم هم سزا نیز بداد شکرم ۳
من به میان این طرف اشکفشان شدم چو شمع
از سر آنکه خیره شد از سر ناز دلبرم ۴
من چو چشیدم آن شکر دل ز کمال لطف او
برد گمان که شد مگر ملک جهان میسرم ۵
گرچه جفای او بسی برد فرید بعد ازین
گرچه جفا کند بسی من ز وفاش نگذرم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۹ - ترسا بچهای کشید در کارم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۱ - گنج دزدیده ز جایی پی برم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.