هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و فراق یار میگوید و بیان میکند که از روزی که معشوق را دیده، هر شب در غم او اشک خون گریه کرده است. او از معشوق میخواهد که سریعتر به سویش بیاید زیرا دل و جانش بدون او توانایی زندگی ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۳۱ - زان روز که چشم من به رویت نگریست
زان روز که چشم من به رویت نگریست
نگذشت شبی که در غمت خون نگریست ۱
بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست ۲
نگذشت شبی که در غمت خون نگریست ۱
بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - عهدیست که جام می ندیدم بر دست
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - ای دیده نگویی که ترا با دل چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.