هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او آرزو میکند که بتواند حتی سایهای از معشوق را ببیند و از درد فراق و اندوه دوری شکوه میکند. شاعر از عشق خود به معشوق و آرزوی دیدار او میگوید و از اینکه حتی خاک پای معشوق را سرمهی چشم خود میداند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۵۷۷ - محلم نیست که خورشید جمالت بینم
محلم نیست که خورشید جمالت بینم
بو که باری اثر عکس خیالت بینم ۱
کاشکی خاک رهت سرمهٔ چشمم بودی
که ندانم که دمی گرد وصالت بینم ۲
صد هزاران دل کامل شده در کوی امید
خاک بوس در و درگاه جلالت بینم ۳
همچو پروانه پر و بال زنم در غم تو
گر شبی پرتو آن شمع جمالت بینم ۴
جگرم خون شد از اندیشهٔ آن تا پس ازین
جان و دل خون شود و من به چه حالت بینم ۵
تو مرا دم به دم اندر غم خود میبینی
من زهی دولت اگر سال به سالت بینم ۶
خاک پای تو شدم خون دلم پاک مریز
نی بخور خون دل من که حلالت بینم ۷
گر دهد شرح غمت خاطر عطار بسی
نشوم هیچ ملول و نه ملالت بینم ۸
بو که باری اثر عکس خیالت بینم ۱
کاشکی خاک رهت سرمهٔ چشمم بودی
که ندانم که دمی گرد وصالت بینم ۲
صد هزاران دل کامل شده در کوی امید
خاک بوس در و درگاه جلالت بینم ۳
همچو پروانه پر و بال زنم در غم تو
گر شبی پرتو آن شمع جمالت بینم ۴
جگرم خون شد از اندیشهٔ آن تا پس ازین
جان و دل خون شود و من به چه حالت بینم ۵
تو مرا دم به دم اندر غم خود میبینی
من زهی دولت اگر سال به سالت بینم ۶
خاک پای تو شدم خون دلم پاک مریز
نی بخور خون دل من که حلالت بینم ۷
گر دهد شرح غمت خاطر عطار بسی
نشوم هیچ ملول و نه ملالت بینم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۶ - این دل پر درد را چندان که درمان میکنم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۸ - چشم از پی آن دارم تا روی تو میبینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.