هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری بیحد و مرز شاعر به معشوق است. شاعر از فداکاریهای خود در راه عشق سخن میگوید، از جمله ریختن خون از چشمها، افشاندن آتش از دل به آسمان، و رها کردن همه چیز برای رسیدن به معشوق. او همچنین از رهایی از دغدغههای دنیوی و رسیدن به دریای عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'ریختن خون از چشمها' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد و نیاز به بلوغ فکری برای درک مفاهیم آن دارد.
غزل ۵۸۹ - دست در عشقت ز جان افشاندهایم
دست در عشقت ز جان افشاندهایم
و آستینی بر جهان افشاندهایم ۱
ای بسا خونا که در سودای تو
از دو چشم خونفشان افشاندهایم ۲
وی بسا آتش که از دل در غمت
از زمین تا آسمان افشاندهایم ۳
تا دل از تر دامنی برداشتیم
دامن از کون و مکان افشاندهایم ۴
دل گرانی کرد در کشتی عشق
رخت دل در یک زمان افشاندهایم ۵
چون نظر بر روی آن دلبر فتاد
تن فرو دادیم و جان افشاندهایم ۶
هرچه در صد سال میکردیم جمع
در دمی بر دلستان افشاندهایم ۷
چون ز راه نیک و بد برخاستیم
دل ز بار این و آن افشاندهایم ۸
چون دل عطار شد دریای عشق
بس جواهر کز زبان افشاندهایم ۹
و آستینی بر جهان افشاندهایم ۱
ای بسا خونا که در سودای تو
از دو چشم خونفشان افشاندهایم ۲
وی بسا آتش که از دل در غمت
از زمین تا آسمان افشاندهایم ۳
تا دل از تر دامنی برداشتیم
دامن از کون و مکان افشاندهایم ۴
دل گرانی کرد در کشتی عشق
رخت دل در یک زمان افشاندهایم ۵
چون نظر بر روی آن دلبر فتاد
تن فرو دادیم و جان افشاندهایم ۶
هرچه در صد سال میکردیم جمع
در دمی بر دلستان افشاندهایم ۷
چون ز راه نیک و بد برخاستیم
دل ز بار این و آن افشاندهایم ۸
چون دل عطار شد دریای عشق
بس جواهر کز زبان افشاندهایم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۸ - ما می از کاس سعادت خوردهایم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۰ - ما ز عشقت آتشین دل ماندهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.