هوش مصنوعی:
این متن بیانگر حالتی از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از عشقی آتشین و ناکامیهایش سخن میگوید و احساس میکند در باتلاق مشکلات عشق گرفتار شده است. او از غفلت خود و دوری از وصال معشوق شکایت دارد و خود را همچون مرغی نیمجان توصیف میکند که در راه عشق درمانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۹۰ - ما ز عشقت آتشین دل ماندهایم
ما ز عشقت آتشین دل ماندهایم
دست بر سر پای در گل ماندهایم ۱
خاک راه از اشک ما گل گشت و ما
پای در گل دست بر دل ماندهایم ۲
ناگهانی برق وصل تو بجست
ما ندانستیم و غافل ماندهایم ۳
لاجرم از بس که بال و پر زدیم
همچو مرغ نیم بسمل ماندهایم ۴
چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد
دایما در کار مشکل ماندهایم ۵
عشق تو دریاست اما زان چه سود
چون ز غفلت ما به ساحل ماندهایم ۶
کی تواند یافت عطار از تو کام
چون نخستین گام منزل ماندهایم ۷
دست بر سر پای در گل ماندهایم ۱
خاک راه از اشک ما گل گشت و ما
پای در گل دست بر دل ماندهایم ۲
ناگهانی برق وصل تو بجست
ما ندانستیم و غافل ماندهایم ۳
لاجرم از بس که بال و پر زدیم
همچو مرغ نیم بسمل ماندهایم ۴
چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد
دایما در کار مشکل ماندهایم ۵
عشق تو دریاست اما زان چه سود
چون ز غفلت ما به ساحل ماندهایم ۶
کی تواند یافت عطار از تو کام
چون نخستین گام منزل ماندهایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۹ - دست در عشقت ز جان افشاندهایم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۱ - در چه طلسم است که ما ماندهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.