هوش مصنوعی: این متن به بیان رابطه‌ی عرفانی و فلسفی بین انسان و وجود مطلق (خدا) می‌پردازد. شاعر از جدایی ظاهری انسان از خدا و وحدت نهایی همه چیز با او سخن می‌گوید. او سوال می‌پرسد که چرا انسان‌ها به ظاهر از خدا جدا شده‌اند، در حالی که همه چیز در نهایت به او بازمی‌گردد. متن همچنین به مفاهیمی مانند وحدت وجود، فنا و بقا، و رابطه‌ی انسان با خدا اشاره دارد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد. مخاطبان جوان‌تر ممکن است در درک کامل این مفاهیم دچار مشکل شوند.

غزل ۵۹۱ - در چه طلسم است که ما مانده‌ایم

در چه طلسم است که ما مانده‌ایم
با تو به هم وز تو جدا مانده‌ایم ۱

نی که تویی جمله و ما هیچ نه
مانده تویی ما ز کجا مانده‌ایم ۲

از همه معنی چو تویی هرچه هست
پس به چه معنی من و ما مانده‌ایم ۳

رشته چو یکتاست در اصلی که هست
پس ز برای چه دوتا مانده‌ایم ۴

چون تو سزاوار وجودی و بس
ما نه به حق نه به سزا مانده‌ایم ۵

چون همه تو ما همه هیچ آمدیم
ای همه تو هیچ چرا مانده‌ایم ۶

چون همه نه با تو و نه بی توییم
نه به بقا نه به فنا مانده‌ایم ۷

در خم چوگان سر زلف تو
گوی صفت بی سر و پا مانده‌ایم ۸

پاک کن از ما دل ما زانکه ما
سوختهٔ خوف و رجا مانده‌ایم ۹

ما چو فریدیم نه نیک و نه بد
کز دو جهان فرد تو را مانده‌ایم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۰ - ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۲ - ما رند و مقامر و مباحی‌ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.