هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گذر زمان و تغییر روزگار سخن میگوید. او به یاد روزهای شیرین گذشته میافتد و امیدوار است که روزگار تلخ کنونی نیز مانند باد بگذرد. شاعر به خداوند پناه میبرد و بیان میکند که درهای رحمت الهی همواره گشوده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۸ - تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
بی کس ترم نیاید از خویشتن بیاد ۱
آن روزگار شیرین چون باد بر گذشت
این روزگار تلخ همان بگذرد چو باد ۲
گر باز روزگار مساعد شود مرا
از هر چم آرزوست بیابم تمام داد ۳
هست اوستاد من بغم عشق روزگار
از روزگار به نبود هرگز اوستاد ۴
زین صعبتر بروی مرا کارها رسید
زین بسته تر بدست مرا بندها فتاد ۵
الا خدای یک در بر هیچ کس نه بست
الا هزار در به از آن بر دلش گشاد ۶
بی کس ترم نیاید از خویشتن بیاد ۱
آن روزگار شیرین چون باد بر گذشت
این روزگار تلخ همان بگذرد چو باد ۲
گر باز روزگار مساعد شود مرا
از هر چم آرزوست بیابم تمام داد ۳
هست اوستاد من بغم عشق روزگار
از روزگار به نبود هرگز اوستاد ۴
زین صعبتر بروی مرا کارها رسید
زین بسته تر بدست مرا بندها فتاد ۵
الا خدای یک در بر هیچ کس نه بست
الا هزار در به از آن بر دلش گشاد ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - آن را که همی جست و دلم بخت بمن داد
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.