خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق بیدرمان، ابهام در شناخت جان و جانان، و زیباییهای معشوق سخن میگوید. شاعر با پرسشهای فلسفی و عرفانی، به دنبال درک حقیقت عشق و هستی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.
شماره ۱۸ - طبیب درد بیدرمان کدام است؟
طبیب درد بیدرمان کدام است؟
رفیق راه بیپایان کدام است؟ ۱
همی دانم وِثاقِ اوست جانی
اگر دانستمی کان جان کدام است ۲
گر این عقل است پس دیوانگی چیست؟
ور این جان است پس جانان کدام است؟ ۳
کسی کاو را به جان جوید نگوید
که با مِی زحمت دندان کدام است؟ ۴
نمیداند کسی درمان این درد
طبیب عشق را دکان کدام است؟ ۵
اثیرا دم مزن او خود شناسد
که سرکش کیست سرگردان کدام است ۶
رفیق راه بیپایان کدام است؟ ۱
همی دانم وِثاقِ اوست جانی
اگر دانستمی کان جان کدام است ۲
گر این عقل است پس دیوانگی چیست؟
ور این جان است پس جانان کدام است؟ ۳
کسی کاو را به جان جوید نگوید
که با مِی زحمت دندان کدام است؟ ۴
نمیداند کسی درمان این درد
طبیب عشق را دکان کدام است؟ ۵
اثیرا دم مزن او خود شناسد
که سرکش کیست سرگردان کدام است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - کس به عشق تو دستیارم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - رخسار آن نگارین یارب چه شاهداست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.