هوش مصنوعی: این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از جفاهای معشوق و غصه‌های خود می‌نالد، اما در عین حال به تسلیم و وفاداری خود اشاره می‌کند. او عشق را همچون تیغی می‌داند که گرچه دردناک است، اما افتخارآفرین است. شاعر همچنین به زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۴۴ - روزی که جفاهای تو بر یاد من آید

روزی که جفاهای تو بر یاد من آید
دل نوش کند غصه و از خویشتن آید

چون صفّ بلا، راست کنی از سر تسلیم
مرد آن بود آری، که نه کمتر ز زن آید

گر تیغ بیالاید عشقت به من این فخر
حاشا که ز صد پیرهنم یک کفن آید

تا چند زبان گرد بدارم که لب توست
چیزی که ز ایام به دندان من آید

من گرد سر کوی تو از بهر تو گردم
بلبل ز پی گل به کنار چمن آید

بشکست دلم زان شکن زلف مبادا
کز چشم بدان برشکن او شکن آید
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳ - وقت بیاید که دور غم بسر آید
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - رخ او دیده را بصر بخشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.