هوش مصنوعی:
این متن درباره عشق الهی و فنا شدن در راه معشوق است. شاعر بیان میکند که برای رسیدن به عشق حقیقی، باید از خودگذشتگی کرد، بتهای درونی را شکست و از تعلقات دنیوی دوری جست. در این راه، عاشق باید بیوطن شود و خود را فدای معشوق کند تا به وصال برسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک فلسفی و معنوی برای فهم کامل متن، آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند. این محتوا برای کسانی مناسب است که توانایی تحلیل مفاهیم انتزاعی و عرفانی را دارند.
غزل ۶۴۸ - عشق را بیخویشتن باید شدن
عشق را بیخویشتن باید شدن
نفس خود را راهزن باید شدن ۱
بت بود در راه او هرچه آن نه اوست
در ره او بتشکن باید شدن ۲
زلف جانان را شکن بیش از حد است
کافر یک یک شکن باید شدن ۳
تو بدو نزدیک نزدیکی ولیک
دور دور از خویشتن باید شدن ۴
در نگنجد ما و من در راه او
در رهش بی ما و من باید شدن ۵
دوست چون هرگز نیاید در وطن
عاشقان را بی وطن باید شدن ۶
در ره او بر امید وصل او
خاک راه تن به تن باید شدن ۷
همچو لاله غرقه در خون جگر
زنده در زیر کفن باید شدن ۸
در ره او چون دویی را راه نیست
با یکی در پیرهن باید شدن ۹
پس چو عطار اندر آفاق جهان
پاکباز انجمن باید شدن ۱۰
نفس خود را راهزن باید شدن ۱
بت بود در راه او هرچه آن نه اوست
در ره او بتشکن باید شدن ۲
زلف جانان را شکن بیش از حد است
کافر یک یک شکن باید شدن ۳
تو بدو نزدیک نزدیکی ولیک
دور دور از خویشتن باید شدن ۴
در نگنجد ما و من در راه او
در رهش بی ما و من باید شدن ۵
دوست چون هرگز نیاید در وطن
عاشقان را بی وطن باید شدن ۶
در ره او بر امید وصل او
خاک راه تن به تن باید شدن ۷
همچو لاله غرقه در خون جگر
زنده در زیر کفن باید شدن ۸
در ره او چون دویی را راه نیست
با یکی در پیرهن باید شدن ۹
پس چو عطار اندر آفاق جهان
پاکباز انجمن باید شدن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۷ - دل ز عشق تو خون توان کردن
گوهر بعدی:غزل ۶۴۹ - عشق چیست از خویش بیرون آمدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.