خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از درد و رنج عاشقانه و ناراحتیهای دل شکسته سخن میگوید. شاعر از غم و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که چگونه دل نازکش در برابر سنگینی غم شکسته است. همچنین، او به رفتارهای متناقض معشوق اشاره میکند که گاه مانند خورشید میدرخشد و گاه مانند ماه تأثیرات متفاوتی دارد. در نهایت، شاعر به تسلیم شدن در برابر این عشق و رنجهای ناشی از آن اعتراف میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۸۷ - بس کاین دل زار ریش کردی
بس کاین دل زار ریش کردی
گفتم زینهار بیش کردی
دل شیشه نازک و غمت سنگ
آسان شکند چوریش کردی
فرمان هوای خویشتن را
بر تیر جفا چو کیش کردی
وین طرفه که در کنام شیران
خونریز به چشم میش کردی
خورشیدی و در دل نژندم
خاصیت ماه و جیش کردی
اول همه نوش عرضه کردم
پس زود به غم سریش کردی
این جان سریش باز کرده
پس زود ز غم سپریش کردی
خون میخور و با جفاش میسازد
کاین کار بدست خویش کردی
دوش از طرب خیال بر سر
بر باد خرد پریش کردی
چون پیش اثیر خود رسیدی
بی باکی و عشوه بیش کردی
گفتم زینهار بیش کردی
دل شیشه نازک و غمت سنگ
آسان شکند چوریش کردی
فرمان هوای خویشتن را
بر تیر جفا چو کیش کردی
وین طرفه که در کنام شیران
خونریز به چشم میش کردی
خورشیدی و در دل نژندم
خاصیت ماه و جیش کردی
اول همه نوش عرضه کردم
پس زود به غم سریش کردی
این جان سریش باز کرده
پس زود ز غم سپریش کردی
خون میخور و با جفاش میسازد
کاین کار بدست خویش کردی
دوش از طرب خیال بر سر
بر باد خرد پریش کردی
چون پیش اثیر خود رسیدی
بی باکی و عشوه بیش کردی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - سوزی است مرا در دل دانی که چسان سوزی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - کره مشک بر سمن چه زنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.