هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از سوزش درونی، غم و اندوه، و سردرگمی در عشق می‌نالد و بیان می‌کند که عشق او را مانند شاخی پر از آتش سوزانده است. همچنین، او از نادیده گرفته شدن توسط معشوق و تحمل رنج‌های عشق شکایت دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مضامین عرفانی و عاشقانه دارد.

شماره ۱۸۶ - سوزی است مرا در دل دانی که چسان سوزی

سوزی است مرا در دل دانی که چسان سوزی
سوزی که وجود من برباد دهد روزی

در هم زده کار من، چون خط معمائی
سر گم شده حال من، چون نکته مرموزی

چون شاخ پر از آتش، می نالم و میسوزم
دیده قدح اشکی، دل مجمر پر سوزی

گویند که با آن دل، شاد است فلان نی نی
چون شاد توان بودن در دست غم اندوزی

خوش خوش ندب عمرم، شد باخته با او
خصلی ننهاد ستم، روزی ز دل افروزی

دریای غمش گشتم، تا کس نخرید از من
با ننگ چنان قربان، ده عید به نوروزی

پیران خرد بر وی، سی سال سبق خوانده
در مکتب عشق اکنون، طفلی است نوآموزی

زان دوست عجب دارم، کاو گفت اثیرا دل
ای مرد کدامین دل، خصمی است جفاتوزی
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - صبحدم آن روی چون نگارچه شوئی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - بس کاین دل زار ریش کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.