هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد که با رفتار و ظاهر خود، دل عاشق را بیشتر آشفته نکند. شاعر از معشوق میخواهد که با مهربانی و توجه، دل سوختهاش را آرام کند و از جفا و بیمهری بپرهیزد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۶۵۸ - زلف به انگشت پریشان مکن
زلف به انگشت پریشان مکن
روی بدان خوبی پنهان مکن ۱
طرهٔ مشکین سیه رنگ را
سایهٔ خورشید درافشان مکن ۲
از سر بیداد سر سروران
در سر آن سرو خرامان مکن ۳
عاشق دل سوخته را دست گیر
جان و دلم بی سر و سامان مکن ۴
چون بر ما آمدهای یک زمان
حال دل خسته پریشان مکن ۵
در بر ما یک نفس آرام گیر
از بر ما قصد شبستان مکن ۶
بی رخ خود عالم همچون بهشت
بر من دل سوخته زندان مکن ۷
بر تو چو عطار جفایی نکرد
آنچه ز تو آن نسزد آن مکن ۸
روی بدان خوبی پنهان مکن ۱
طرهٔ مشکین سیه رنگ را
سایهٔ خورشید درافشان مکن ۲
از سر بیداد سر سروران
در سر آن سرو خرامان مکن ۳
عاشق دل سوخته را دست گیر
جان و دلم بی سر و سامان مکن ۴
چون بر ما آمدهای یک زمان
حال دل خسته پریشان مکن ۵
در بر ما یک نفس آرام گیر
از بر ما قصد شبستان مکن ۶
بی رخ خود عالم همچون بهشت
بر من دل سوخته زندان مکن ۷
بر تو چو عطار جفایی نکرد
آنچه ز تو آن نسزد آن مکن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۷ - چو دریا شور در جانم میفکن
گوهر بعدی:غزل ۶۵۹ - بیم است که صد آه برآرم ز جگر من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.