هوش مصنوعی: این شعر در مدح و ستایش یک پادشاه (به نام بهرامشاه) سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، قدرت، شجاعت، عدالت و بخشندگی پادشاه را می‌ستاید. او از فتوحات نظامی، مهمانی‌های باشکوه، و عدالت پادشاه سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که سلطنت او طولانی و پایدار بماند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی واژگان و مفاهیم پیچیده‌ای است که درک آن‌ها نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و تاریخ ایران دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

شماره ۷۰ - ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی

ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
وز دیده و جان خدمت درگاه گرفتی ۱

گوئی ز قران قسمت یک یک ز سلاطین
صدصد بنهادی و سر از شاه گرفتی ۲

بهرامشه ای شاه که از رایت شبرنگ
در کوکبه چون زلف بتان ماه گرفتی ۳

در رزم همه پای بد اندیش بریدی
در بزم همه دست نکو خواه گرفتی ۴

بس فتنه که از فضل خداوند شکستی
بس قلعه که المنة لله گرفتی ۵

گویند جهان جمله به یکبار بگیری
از پای بننشینی چون راه گرفتی ۶

آن شیر که در آیینه پیل بر آمد
گفت از سر حیرت که مرا آه گرفتی ۷

درخون چو بغلطید بطنز آهوکی گفت
کای شیر سبک خیز که روباه گرفتی ۸

در عمر دراز تو فزون بادا ملکت
کین ملک نه ز اندیشه کوتاه گرفتی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹ - رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.