هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از روزگار شکایت می‌کند و بیان می‌کند که روزگار از او خجل است زیرا گوهری مانند او را نیافریده است. او به خود جرأت می‌دهد که حقایق را بدون ترس بیان کند و هرچه پیش آید بگوید، چرا که گوهرهای ارزشمندی در سخنانش نهفته است. همچنین اشاره می‌کند که نثر بد می‌تواند دروغگوتر از نظم خوب و راست باشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

شمارهٔ ۳ - در حق آنکه باوی منازعتی داشت گوید

داناست روزگار از او نیستم خجل
کز کان روزگار چو من گوهری نخاست ۱

گفتی بگویم آنچه جزای و سزای تست
از کس مترس و هیچ محابا مکن رواست ۲

هر چه افتدت بگوی که لؤلؤ نهاده ام
نثری که بد دروغ تر از نظم نیک و راست ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲ - هر که شعر بلند من خواند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴ - در مدح خواجه مخلص الدین از سرخس به نشابور فرستاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.