خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام میگوید و بیان میکند که هیچکس به اندازه او از این غم رنج نمیبرد. او از سوز دل، اشکهای بیپایان و درد بیدرمانش سخن میگوید و تأکید میکند که تنها مایهی تسکینش، خود درد است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانهی پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۱ - کس را ز فراق نیست این غم که مراست
کس را ز فراق نیست این غم که مراست
این سوز دل و دو چشم پرنم که مراست ۱
وین کار نکو ز عشق درهم که مراست
جز مایه درد نیست مرهم که مراست ۲
این سوز دل و دو چشم پرنم که مراست ۱
وین کار نکو ز عشق درهم که مراست
جز مایه درد نیست مرهم که مراست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - دل گرچه ز هجرت سپر تیر بلاست
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - فردا بخرم هر آنچه در شهربلاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.