هوش مصنوعی:
این متن عاشقانهای است که در آن شاعر از عشق و وفاداری خود به معشوق سخن میگوید. او از دردها و رنجهایی که برای عشق متحمل شده است، صحبت میکند و بیان میکند که همهی وجودش در خدمت معشوق است. شاعر از بیوفایی دنیا شکایت میکند اما عشق و وفاداری خود را به معشوق حفظ میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۶۹۱ - ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو
ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو
دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو ۱
رای مرا به یک زمان جمله برای خود مران
چون ز برای خود کنم چند کشم بلای تو ۲
نی ز برای تو به جان بار بلای تو کشم
عشق تو و بلای جان، جان من و وفای تو ۳
باد جهان بی وفا دشمن من ز جان و دل
گر نکنم ز دوستی از دل و جان هوای تو ۴
پرده ز روی برفکن زانکه بماند تا ابد
جملهٔ جان عاشقان مست می لقای تو ۵
جان و دلی است بنده را بر تو فشانم اینکه هست
نی که محقری است خود کی بود این سزای تو ۶
چشم من از گریستن تیره شدی اگر مرا
گاه و بهگاه نیستی سرمه ز خاک پای تو ۷
گر ببری به دلبری از سر زلف جان من
زنده شوم به یک نفس از لب جانفزای تو ۸
هست ز مال این جهان نقد فرید نیم جان
می نپذیری این ازو پس چه کند برای تو ۹
دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو ۱
رای مرا به یک زمان جمله برای خود مران
چون ز برای خود کنم چند کشم بلای تو ۲
نی ز برای تو به جان بار بلای تو کشم
عشق تو و بلای جان، جان من و وفای تو ۳
باد جهان بی وفا دشمن من ز جان و دل
گر نکنم ز دوستی از دل و جان هوای تو ۴
پرده ز روی برفکن زانکه بماند تا ابد
جملهٔ جان عاشقان مست می لقای تو ۵
جان و دلی است بنده را بر تو فشانم اینکه هست
نی که محقری است خود کی بود این سزای تو ۶
چشم من از گریستن تیره شدی اگر مرا
گاه و بهگاه نیستی سرمه ز خاک پای تو ۷
گر ببری به دلبری از سر زلف جان من
زنده شوم به یک نفس از لب جانفزای تو ۸
هست ز مال این جهان نقد فرید نیم جان
می نپذیری این ازو پس چه کند برای تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۰ - ای دلم مستغرق سودای تو
گوهر بعدی:غزل ۶۹۲ - چون نیست کسی مرا به جای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.