هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای غنی، صحنههایی از طبیعت، عشق، و مفاهیم عرفانی را به تصویر میکشد. شاعر از عناصری مانند خون، لؤلؤ، خورشید، شراب، و دریا برای بیان احساسات عمیق و حالات روحی استفاده کرده است. متن پر از نمادها و اشارات عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق الهی، رهایی، و وحدت وجود اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و نمادها نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۷۰۶ - شب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریخته
شب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریخته
اینک ببین خون شفق در طشت مینا ریخته ۱
لالای شب در هر قدم لؤلؤ بر آورده بهم
وز یک نسیم صبحدم لؤلؤی لالا ریخته ۲
خورشید زرکش تافته زربفت عیسی بافته
زنار زرین یافته زر بر مسیحا ریخته ۳
مطرب ز دیوان فرح پروانه را آورده صح
ساقی شراب اندر قدح از حوض حورا ریخته ۴
موسی کف عیسی زبان فرعونیی کرده روان
زنار زلفش هر زمان صد خون ترسا ریخته ۵
ساقی به گردش سر گران زرین نطاقی بر میان
وز شرم او از کهکشان جوجو چو جوزا ریخته ۶
ما کرده از مستی همی بر جام ساقی جان فدی
وز دیده تا تحتالثری عقد ثریا ریخته ۷
از تائبی سر تافته صد توبه برهم بافته
چون بوی زلفش یافته می بر مصلا ریخته ۸
چون قطره دریا کش زبون اشک وی از دریا فزون
دریای دل یک قطره خون یک قطره دریا ریخته ۹
آنجا که قومی همنفس می میدهند از پیش و پس
طاوس جانها چون مگس بال و پر آنجا ریخته ۱۰
جان غرقهٔ سودای دل تن نیز ناپروای دل
عطار از دریای دل صد گنج پیدا ریخته ۱۱
اینک ببین خون شفق در طشت مینا ریخته ۱
لالای شب در هر قدم لؤلؤ بر آورده بهم
وز یک نسیم صبحدم لؤلؤی لالا ریخته ۲
خورشید زرکش تافته زربفت عیسی بافته
زنار زرین یافته زر بر مسیحا ریخته ۳
مطرب ز دیوان فرح پروانه را آورده صح
ساقی شراب اندر قدح از حوض حورا ریخته ۴
موسی کف عیسی زبان فرعونیی کرده روان
زنار زلفش هر زمان صد خون ترسا ریخته ۵
ساقی به گردش سر گران زرین نطاقی بر میان
وز شرم او از کهکشان جوجو چو جوزا ریخته ۶
ما کرده از مستی همی بر جام ساقی جان فدی
وز دیده تا تحتالثری عقد ثریا ریخته ۷
از تائبی سر تافته صد توبه برهم بافته
چون بوی زلفش یافته می بر مصلا ریخته ۸
چون قطره دریا کش زبون اشک وی از دریا فزون
دریای دل یک قطره خون یک قطره دریا ریخته ۹
آنجا که قومی همنفس می میدهند از پیش و پس
طاوس جانها چون مگس بال و پر آنجا ریخته ۱۰
جان غرقهٔ سودای دل تن نیز ناپروای دل
عطار از دریای دل صد گنج پیدا ریخته ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۰۵ - دوش درآمد ز درم صبحگاه
گوهر بعدی:غزل ۷۰۷ - صد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.