خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر ابتدا از معشوق خود میخواهد که مانند ستارهها همیشه حاضر باشد، اما اکنون که معشوق مانند ماه در همه جا حاضر است، شاعر احساس تنهایی و دوری میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که برای درک عمیقتر نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۷۱ - گفتم که چوشب روی بکس ننمائی
گفتم که چوشب روی بکس ننمائی
ماننده فرقدین یار مائی ۱
اکنون که بسان مه شدی هر جائی
دور از تو چو خورشید من و تنهائی ۲
ماننده فرقدین یار مائی ۱
اکنون که بسان مه شدی هر جائی
دور از تو چو خورشید من و تنهائی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۰ - گفتم ببر من از تو ای مینائی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۲ - ای سایه ایزدی چو خورشید بزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.