خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از مینا میخواهد که او را ببرد، اما مینا پاسخ میدهد که نباید برود زیرا با دلش نمیسازد. شاعر از این پاسخ تعجب میکند و میپرسد که آیا به خاطر رحون است. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که با دلش نمیسازد و از مینا میپرسد که چه دستوری میدهد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۱۷۰ - گفتم ببر من از تو ای مینائی
گفتم ببر من از تو ای مینائی
گفتا که مبر که با دلت برنائی ۱
گفتا زیرا بارحون می کردم؟
با دل نه بس آمدم چه میفرمائی ۲
گفتا که مبر که با دلت برنائی ۱
گفتا زیرا بارحون می کردم؟
با دل نه بس آمدم چه میفرمائی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - از زخم خود و درد من ای رشک پری
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - گفتم که چوشب روی بکس ننمائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.