هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید. او از زلف یار، شراب عشق، تشنگی دل و آتش فراق میگوید و بیان میکند که چگونه عشق و وصال یار، جان و دل را تسکین میدهد. همچنین، شاعر از درد فراق و اضطراب ناشی از آن سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۱۶ - دوش آمد زلف تاب داده
دوش آمد زلف تاب داده
جان را ز دو لب شراب داده ۱
صد تشنهٔ آتشین جگر را
از چشمهٔ خضر آب داده ۲
زان روی که ماه سایهٔ اوست
صد نور به آفتاب داده ۳
هر که از لب او سؤال کرده
صد دشنامش جواب داده ۴
زان باده که جان خراب او بود
جامی به دل خراب داده ۵
چون مست شده دل از شرابش
او را ز جگر کباب داده ۶
عطار در آتش فراقش
تن در غم و اضطراب داده ۷
جان را ز دو لب شراب داده ۱
صد تشنهٔ آتشین جگر را
از چشمهٔ خضر آب داده ۲
زان روی که ماه سایهٔ اوست
صد نور به آفتاب داده ۳
هر که از لب او سؤال کرده
صد دشنامش جواب داده ۴
زان باده که جان خراب او بود
جامی به دل خراب داده ۵
چون مست شده دل از شرابش
او را ز جگر کباب داده ۶
عطار در آتش فراقش
تن در غم و اضطراب داده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱۵ - سر پا برهنگانیم اندر جهان فتاده
گوهر بعدی:غزل ۷۱۷ - جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.