هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و عشق ناکام خود میگوید. او از غم پنهان درونش، اشکهای سرگردان و آتش عشقی که جانش را میسوزاند سخن میگوید. همچنین به وفاداری خود اشاره کرده و از رسوایی غمش در میان مردم شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۲ - ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا
ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا
چون شرر البته خواهد کشت این هجران مرا ۱
کاش خون دیده بنشاند غبار هستیم
چند دارد گرد باد آه سرگردان مرا ۲
آنچنین از دیده مردم نمی کردم نهان
گر نبودی جوهر شوق لبت در جان مرا ۳
از پری رخساره دارم درون دل غمی
وه که خواهد کرد رسوا این غم پنها مرا ۴
تا کجا خواهد شکستم داد باز افکند دور
چرخ چون تیر از کمان ابروی جانان مرا ۵
پیش خوبان گر بدی گوید رقیب از من چه باک
خوب می دانند در راه وفا خوبان مرا ۶
بود پنهان درد عشق من فضولی مدتی
کرد رسوا پیش مردم دیده گریان مرا ۷
چون شرر البته خواهد کشت این هجران مرا ۱
کاش خون دیده بنشاند غبار هستیم
چند دارد گرد باد آه سرگردان مرا ۲
آنچنین از دیده مردم نمی کردم نهان
گر نبودی جوهر شوق لبت در جان مرا ۳
از پری رخساره دارم درون دل غمی
وه که خواهد کرد رسوا این غم پنها مرا ۴
تا کجا خواهد شکستم داد باز افکند دور
چرخ چون تیر از کمان ابروی جانان مرا ۵
پیش خوبان گر بدی گوید رقیب از من چه باک
خوب می دانند در راه وفا خوبان مرا ۶
بود پنهان درد عشق من فضولی مدتی
کرد رسوا پیش مردم دیده گریان مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.