هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق میگوید و بیان میکند که زبانش در توصیف غم عشق ناتوان است. او از غیرت و رشک سخن میگوید و از یار میخواهد که به او رحم کند. همچنین، از درد و داغ عشق و ضعف جسمانی خود مینالد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، غم، غیرت و رنج است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و فکری دارند.
شماره ۲۱ - تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
چه گویم بر تو چون ظاهر کونم راز نهانم را ۱
بسوز دل ز وصلت چاره جستم ندانستم
که آتش بیش خواهد سوخت از نزدیک جانم را ۲
شدی غایت ز چشم شد دلم صد پاره از غیرت
کز آن هر پاره جایی رود از پی گمانم را ۳
ز غیرت سوخت ای خورشید جانم رحم بر من کن
بهر خاکی میفکن سایه سرو روانم را ۴
رقیبی را سگ خود خواند یارم جای آن باشد
که سوزد آتش این رشک مغز استخوانم را ۵
ز ذوق درد و داغش می کند آگه ازانست این
که با جان حزین ربطیست جسم ناتوانم را ۶
فضولی کی توانم رست در عالم ز رسوایی
مگر در تن کمال ضعف ره بندد فغانم را ۷
چه گویم بر تو چون ظاهر کونم راز نهانم را ۱
بسوز دل ز وصلت چاره جستم ندانستم
که آتش بیش خواهد سوخت از نزدیک جانم را ۲
شدی غایت ز چشم شد دلم صد پاره از غیرت
کز آن هر پاره جایی رود از پی گمانم را ۳
ز غیرت سوخت ای خورشید جانم رحم بر من کن
بهر خاکی میفکن سایه سرو روانم را ۴
رقیبی را سگ خود خواند یارم جای آن باشد
که سوزد آتش این رشک مغز استخوانم را ۵
ز ذوق درد و داغش می کند آگه ازانست این
که با جان حزین ربطیست جسم ناتوانم را ۶
فضولی کی توانم رست در عالم ز رسوایی
مگر در تن کمال ضعف ره بندد فغانم را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - روزی که پیش خویش نبینم حبیب را
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.