هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و دوری معشوق مینالد. او از بیاعتنایی معشوق و آتش عشق خود سخن میگوید و بیان میکند که حتی آههایش نیز بر زیبایی معشوق میافزاید. شاعر از اضطراب و بیقراری خود میگوید و آرزو میکند که معشوق آرامش یابد. همچنین، او به ناتوانی خود در تحمل دوری معشوق اشاره میکند و از جفا و وفای بیاختیار معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۴۰ - هیچ گه بر حال من رحمی نمی آید تو را
هیچ گه بر حال من رحمی نمی آید تو را
می کشی ما را مگر عاشق نمی باید تو را ۱
می شود آتش ز باد افزون چه باشد گر مدام
حسن روز افزون ز آه من بیفزاید تو را ۲
گر ز من در خاطر پاکیزه داری اضطراب
من شوم آواره تا خاطر بیاساید تو را ۳
چرخ می داند که در من تاب دیدار تو نیست
زین سبب هرگز نمی خواهد که بنماید تو را ۴
بسته خود را بآن شاخ گل ای دل غنچه وار
تا نکردی دور ازو آن به که نگشاید تو را ۵
در جفا و در وفا ای مه نداری اختیار
نشأه حسن است حاکم تا چه فرماید تو را ۶
می نهی سر بر ره آن مه فضولی دم به دم
زین شرف شاید که سر بر آسمان ساید تو را ۷
می کشی ما را مگر عاشق نمی باید تو را ۱
می شود آتش ز باد افزون چه باشد گر مدام
حسن روز افزون ز آه من بیفزاید تو را ۲
گر ز من در خاطر پاکیزه داری اضطراب
من شوم آواره تا خاطر بیاساید تو را ۳
چرخ می داند که در من تاب دیدار تو نیست
زین سبب هرگز نمی خواهد که بنماید تو را ۴
بسته خود را بآن شاخ گل ای دل غنچه وار
تا نکردی دور ازو آن به که نگشاید تو را ۵
در جفا و در وفا ای مه نداری اختیار
نشأه حسن است حاکم تا چه فرماید تو را ۶
می نهی سر بر ره آن مه فضولی دم به دم
زین شرف شاید که سر بر آسمان ساید تو را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.