هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و درد فراق سخن می‌گوید. شاعر از بی‌توجهی معشوق، رنجیده‌خاطر است و احساس می‌کند در دام عشق اسیر شده‌اند. او از ناله و آه به عنوان تنها همراه خود یاد می‌کند و از بی‌وفایی یار شکایت دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، فضای حزن‌آلود شعر برای سنین پایین مناسب نیست.

شماره ۹۰ - هوای خاک درت باز در سر افتادست

هوای خاک درت باز در سر افتادست
ز هر چه هست مرا این هوا در افتادست ۱

مرا چه کار به از آه و ناله است کنون
که کار با تو چو شوخ ستمگر افتادست ۲

چرا ز چشم تو بر من نمی افتد نظری
مگر که قاعده مردمی در افتادست ۳

ز زلف یار صبا تا گشاده است گره
گره به کار دل درد پرور افتادست ۴

من از کجا و نجات از بلا چنین که دلم
به دام آن سر زلف معنبر افتادست ۵

ز ذوق عشق بتان نیست عقل را خبری
چرا که رتبه ی این ذوق برتر افتادست ۶

فتاده است فضولی به خاک رهگذرت
بیا که بی تو غریبی به بستر افتادست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۹ - دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.