هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و دردهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق شکایت دارد و رنجهای عشق را توصیف میکند، اما در عین حال، این دردها را بخشی از لذت زندگی میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۳ - کم التفاتی خوبان به عاشقان ستم است
کم التفاتی خوبان به عاشقان ستم است
زهی ستم که تو را با من التفات کم است ۱
کی از بنفشه گشاید کجا بنافه کشد
دلی که بسته آن گیسوان خم به خم است ۲
قدم خمیده چنان شد که کس نمی داند
مرا به راه تو پوینده فرق یا قدم است ۳
ز دام شوق دل ما نمی رهد مادام
که سنبل تو گذرگاه باد صبحدم است ۴
طبیب را الم من نماند تا ره برد
به لذتی که مرا در ره تو از الم است ۵
چنین که زندگیم با غمست در عشقت
مرا ازان که اجل قصد جان کند چه غم است ۶
ز رنج عشق فضولی فراغتی مطلب
خموش باش که ذوق حیات مغتنم است ۷
زهی ستم که تو را با من التفات کم است ۱
کی از بنفشه گشاید کجا بنافه کشد
دلی که بسته آن گیسوان خم به خم است ۲
قدم خمیده چنان شد که کس نمی داند
مرا به راه تو پوینده فرق یا قدم است ۳
ز دام شوق دل ما نمی رهد مادام
که سنبل تو گذرگاه باد صبحدم است ۴
طبیب را الم من نماند تا ره برد
به لذتی که مرا در ره تو از الم است ۵
چنین که زندگیم با غمست در عشقت
مرا ازان که اجل قصد جان کند چه غم است ۶
ز رنج عشق فضولی فراغتی مطلب
خموش باش که ذوق حیات مغتنم است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - در دل لاله ی غمت آتش سودا انداخت
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.