هوش مصنوعی:
این شعر درباره عشق و رنجهای ناشی از آن است. هر کس که دل به معشوق میسپارد، با غم و اشک روبرو میشود. عشق باعث درد و رنج میشود، اما در عین حال ارزشمند است و ضرری ندارد. شاعر از عاشقان میخواهد که از آه و ناله دیگران غافل نشوند، زیرا این آهها از سوز دل برمیخیزند و تأثیری دارند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به رنج و غم ناشی از عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۱۲ - هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
ز غم سیمبری چشم تری خواهد داشت ۱
هر کرا چشم تری هست سرش خالی نیست
سر سودای بت عشوه گری خواهد داشت ۲
هر کرا هست بت عشوه گری در عالم
خون فشان چشمی و خونین جگری خواهد داشت ۳
هر که خون جگر از دیده روان می سازد
بی جهت نیست بجایی نظری خواهد داشت ۴
هر که دارد نظری بر رخ یاری بی شک
هر دم از عشق بلای دگری خواهد داشت ۵
هر بلایی که ز عشق است درو ذوقی نیست
نه بلاییست که با ما ضرری خواهد داشت ۶
غافل از آه فضولی مشو ای بی پروا
که ز سوز جگر است و اثری خواهد داشت ۷
ز غم سیمبری چشم تری خواهد داشت ۱
هر کرا چشم تری هست سرش خالی نیست
سر سودای بت عشوه گری خواهد داشت ۲
هر کرا هست بت عشوه گری در عالم
خون فشان چشمی و خونین جگری خواهد داشت ۳
هر که خون جگر از دیده روان می سازد
بی جهت نیست بجایی نظری خواهد داشت ۴
هر که دارد نظری بر رخ یاری بی شک
هر دم از عشق بلای دگری خواهد داشت ۵
هر بلایی که ز عشق است درو ذوقی نیست
نه بلاییست که با ما ضرری خواهد داشت ۶
غافل از آه فضولی مشو ای بی پروا
که ز سوز جگر است و اثری خواهد داشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.