هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناملایمات و سختیهای زندگی که به نظر میرسد ناشی از گردش چرخ روزگار است، شکایت میکند. او احساس میکند که چرخ روزگار با بیوفایی و جفا، دل او را میسوزاند و زندگی را بر او تنگ کرده است. شاعر همچنین اشاره میکند که این رنجها تنها مختص به او نیست و دیگران نیز از بلای چرخ در امان نیستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان احساسات شدید مانند غم و اندوه و شکایت از روزگار برای سنین پایینتر مناسب نیست.
شماره ۱۲۴ - تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
خواهد گذشت عاقبت از تنگنای چرخ ۱
بر سر هزار سنگ رسد هر زمان مرا
گویا که ریخت از نم اشکم بنای چرخ ۲
با دود آه چون نکنم تیره چرخ را
با داغ درد سوخت دلم را جفای چرخ ۳
پر شد ز آتش دل من چرخ بعد ازین
باشد مگر مقام ملایک و رای چرخ ۴
از رشک ساکنان سر کوی آن پری
ماتم سرا شدست ملک را سرای چرخ ۵
تنها نیم من از روش چرخ در بلا
وارسته کجاست ز دام بلای چرخ ۶
گر چرخ بی وفاست بگویم عجب مدار
هرگز کسی ندیده فضولی وفای چرخ ۷
خواهد گذشت عاقبت از تنگنای چرخ ۱
بر سر هزار سنگ رسد هر زمان مرا
گویا که ریخت از نم اشکم بنای چرخ ۲
با دود آه چون نکنم تیره چرخ را
با داغ درد سوخت دلم را جفای چرخ ۳
پر شد ز آتش دل من چرخ بعد ازین
باشد مگر مقام ملایک و رای چرخ ۴
از رشک ساکنان سر کوی آن پری
ماتم سرا شدست ملک را سرای چرخ ۵
تنها نیم من از روش چرخ در بلا
وارسته کجاست ز دام بلای چرخ ۶
گر چرخ بی وفاست بگویم عجب مدار
هرگز کسی ندیده فضولی وفای چرخ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - مرا هر گه که پندی می دهد با چشم تر ناصح
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.