هوش مصنوعی: این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه را با تصاویر شاعرانه از اشک، خون، آتش و طبیعت بیان می‌کند. شاعر از عشق نافرجام، جدایی و رنج‌های عاطفی می‌گوید و از عناصری مانند فرهاد و لیلی برای تقویت حس غم و اندوه استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۲۹ - نیست چشم من کزو اشک جگرگون می چکد

نیست چشم من کزو اشک جگرگون می چکد
بر سرم زخمیست از تیغت کزو خون می چکد ۱

می چکد هر دم خوی از رخسار آتشناک او
حیرتی دارم ز آتش کآب ازو چون می چکد ۲

می کند در کوه لعل سفته سنگ خاره را
قطره کز دیده فرهاد محزون می چکد ۳

لاله می روید برو داغ ملامت هر کجا
بهر لیلی خون دل از چشم مجنون می چکد ۴

در درونم دل مگر بگداخت کامشب دیده را
بر رخم خونابه از اندازه بیرون می چکد ۵

نیست شبنم کانجم از رشک در دندان تو
قطره قطره آب می گردد ز گردون می چکد ۶

خون دل بر رخ فضولی را ز چشم خون فشان
دمبدم بر یاد آن لبهای میگون می چکد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - برخسارت دمی دل دیده خونبار نگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.