هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و وفاداری بیپایان خود را به معشوق بیان میکند و تأکید میکند که هیچگاه از عشق او دست نخواهد کشید، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. او از رنجهای عشق سخن میگوید اما شکایتی ندارد و راز دلش را با کسی در میان نمیگذارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و فداکاری ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۳۴ - بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
هوای کاکلت از سر بدر نخواهم کرد ۱
قضا که عشق توام یاد داد می دانست
که غیر عشق تو کار دگر نخواهم کرد ۲
چنان ز دست غمت خاک کرده ام بر سر
که روز حشر سر از خاک بر نخواهم کرد ۳
مپرس حال دل خسته ام طبیب که من
ز راز خویش کسی را خبر نخواهم کرد ۴
نمی برم ز تو پیوند گر برند سرم
بترک سر ز تو قطع نظر نخواهم کرد ۵
سرم خوشست بسودا اگر چه می دانم
که با چنین سر و سودا بسر نخواهم کرد ۶
فضولی آتش غم گر دهد بباد مرا
شکایت از غم آن سیمبر نخواهم کرد ۷
هوای کاکلت از سر بدر نخواهم کرد ۱
قضا که عشق توام یاد داد می دانست
که غیر عشق تو کار دگر نخواهم کرد ۲
چنان ز دست غمت خاک کرده ام بر سر
که روز حشر سر از خاک بر نخواهم کرد ۳
مپرس حال دل خسته ام طبیب که من
ز راز خویش کسی را خبر نخواهم کرد ۴
نمی برم ز تو پیوند گر برند سرم
بترک سر ز تو قطع نظر نخواهم کرد ۵
سرم خوشست بسودا اگر چه می دانم
که با چنین سر و سودا بسر نخواهم کرد ۶
فضولی آتش غم گر دهد بباد مرا
شکایت از غم آن سیمبر نخواهم کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - ز من آن مغبچه ترک دل و دین می خواهد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - بحالم التفات آن ماه رو بسیار کم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.